عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

155

منازل السائرين ( فارسى )

اوست و تقرب به خدا ، تقربى كه حامل شباهتهاى تقرب به حق است و نشاطى كه برانگيزاننده به سوى اوست . درجهء اول مراقبت ، مراقبت حق به صورت دائمى است . خواجه سه وجه را ذكر مىنمايد كه نشانه‌هاى عاشق تشنهء خداست . يكى آنكه « تعظيم مذهل » است . بدين‌معنا كه انسان همواره به ياد عظمت خدا باشد و ديگران را مضمحل در حق ببيند . « و مداناة حاملة » مداناة جمع مدائنه ( وادانى يعنى نزديكتر ) به معناى قرب است . منظور از « مداناة حاملة » ، يعنى انسان بايد لايق اين قرب باشد . به طورىكه حامل نشانه‌هايى از محبوب در خود باشد . اينكه مىگوئيم خداوند در عين ربوبيت با عبد است به همين معناست . و همچنين در جايى كه خداوند مىفرمايد : وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى . « 1 » اين تو نبودى كه تير انداختى بلكه خدا انداخت . يعنى رب در مقام عبد مىنشيند و مرزهاى ميان عاشق و معشوق برداشته مىشود . زمانى اين مرزها برداشته مىشود كه انسان به مقام مدائنه برسد و هركس او را ببيند احساس كند كه او عاشق ليلى است . اگر ز شوق لقايت دل از جهان بردى * بناى جذبهء شوقت ز خشت من باشد « 2 » « و سرور باعث » در اين جاست كه انسان از نشاطى درونى برخوردار مىگردد و هرچه از تعلقات دنيوى عريان‌تر گردد شاداب‌تر و برافروخته‌تر مىشود . شب تاريك و بيم موج و گردابى چنين حائل * كجا دانند حال ما سبكباران ساحل‌ها « 3 » و الدرجة الثانية : مراقبة نظر الحق اليك برفض المعارضة ، بالاعراض عن الاعتراض و نقض و دعونة التّعّرض . درجهء دوم : مراقبت نظر حق به سوى تو با از بين بردن معارضه و روى گرداندن از

--> ( 1 ) . انفال / 17 . ( 2 ) . از نگارنده . ( 3 ) . حافظ .